خوابم می آد

 

خواب، نعمتی بزرگ از خداوند مهربانی که دوست دارد با آن فراموش کنیم رنج های امروزمان را و ببندیم برای لحظاتی چشمانمان را از این دنیای بی در و پیکر! خواب مرز بین دیروز و امروز،امروز و فردا ، مرزی که ما را از دیروز به آینده می برد ،شاید فردای زیبایی در انتظار ما باشد،خواب به سراغ ما می آید و در آغوش گرمش مارا با خود تا سرزمین های دور می بردشاید هم تا عرش.ما را باز نمی گرداند مگر اینکه دوباره رخصت زندگی داده شود ،برای روزی جدید،با امیدی جدید،شاید دوباره زندگی روی خوش نشان دهد.دیگر پس از خواب شب تمام دردسرها،غم ها و ناسازگاری های روزگذشته دور گشته است،نه آنچنان دور که به یاد نمی آیند ،کمی دورتر،شاید پشت پرچین کوتاهی از زمان،اما همین پرچین است که سال گذشته را گذراند و دردهایش را قابل تحمل نمود،آری شاید خواب شیرین امشب دردِ امروز مرا با خود دورتر برد و تحملش را برایم آسانتر کرد،اگر خواب نبودتابِ یک زندگی بدون فراموشی ،یک زندگی به هم پیوسته برای انسان ضعیف چه دشوار می نمود، چشمانم سنگین گشته، خواب آنها را فراگرفته برای عبور من از امروز به فردایی غریب،فردایی در پس زمانی نه چندان دور از امروز ،چشمانم سنگین است ،خوابم می آید.

/ 34 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شـــیدا

لبخند، شروع عشق است محبت، باغ عشق است ناکامی، داغ عشق چشم، راز عشق وعده، امتحان عشق خاموشی، درد عشق و رسوایی، شرمندگی عشق . . . [گل]

شـــیدا

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . . [گل]

شـــیدا

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی . . . [گل]

شـــیدا

آنکه دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد [گل] [خداحافظ]

آمد

بخصوص كه روي اعصاب واقعن تاثير بسزايي داره

بي اسم

نكته جالبيه .خواب يكي از لذتبخشترين چيزاست.

رویای خیس

سلام دوست من هیچ میدانید شجاعت یعنی چه ؟// شجاعت یعنی مقاوت در مقابل ترس ..// یعنی تسلط داشتن بر هر واهمه ای ..// بدرود [بدرود]

طاهره

سلام رها جون خوبی عزیزم ببخشید دیر به دیر میام اره واقعا خواب خوبه خدا نکنه برای ادم مشکلی پیش بیاد که خواب و ارامش رو هم از ادم بگیره

پرستوی بهار

خدایا بارها همانجایی دستم را گرفتی که می توانستی مچم را بگیری .... سلام ممنون که اومدی به وبلاگم .اینجا تو شهر ما داره بارون خیلی شدیدی میباره . [گل][گل]

امیر علی میرزا

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار! مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره... باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار. مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ... مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار! مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟ خرسه میگه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه پررو بازی! اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه. کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!! نکته عبرت اموز: قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید!