یادگاری برای کی؟!

 

«مارو باش رو چه درختی اسممونو جا گذاشتیم، ماروباش!»

چرا اینروزها این بیتها توی ذهنم رژه می رن و روی لبهام صادقانه می رقصن؟

خطا بود از ابتدا عشق و اعتماد و ....؟

 

هوالمحبوب

ماروباش روچه درختی اسممونو جاگذاشتیم    ماروباش!

قسمی جز اون دو چشم نامسلمون که گذاشتیم   ماروباش!

به هواداری توشیشه میخونه روباسنگ شکستیم  نارفیق!

سنگ و شیشه اگه دشمن،ماکه موندگاریم      ماروباش!

چشم خشکیده داره به ناودون کوچه حسادت می کنه

مابه این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم   ماروباش!

غزل قلندرای پیر و عاشق که اینه

فکر عاشق سواره باش ما که سواریم  ماروباش!

 

امیدوارم هرگز این بیت ها همینجوری بایادکسی به زبونتون نیاد.

/ 6 نظر / 9 بازدید
طاهره

این شعر حتما قشنگه ولی از تو عکس یکم نا خواناست اگه خودت یه دور بنویسی خیلی خوب میشه رها جون[گل][قلب]

صلا

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

مهدی

سلام دوست خوبم قدم شما برچشم ما جادارد هر موقعه خواستی بیا....[گل]

سارا

دیرزمانی است امیدم را گم کرده ام....