چندسال بعد ، عید نوروز

دوم فروردین 1491
دیروز و امروز از طریق «وب کم» فامیل درجه اول را دیدیم و صفحه مونیتور را بوسیدیم
و دیدارها تازه شد. خوبی این جور دید و بازدید این است که افراد با ماچ بیماری هاییشان رو به هم هدیه نمی دهند، فقط چون سرعت اینترنت پایین بود، 5 دقیقه عید دیدنی و ماچ و بوسه در حدود دو روز طول کشید، تازه دوست ها و فامیل های دور را گذاشتیم دانلود شوند بعدا ببینیم.
سوم فروردین 1491
به یکی از دوستانم که به شمال کشور رفته، زنگ زدیم تا صدای دریا را برایمان پخش کند چون اخیرا خوانده ام شنیدن صدای امواج باعث آرامش خاطر و کاهش استرس می شود. قرارشد دوستمان یک سطل ماسه هم برایمان الک کرده و پوست تخمه و ته سیگارهایش را جدا کند و ساغات بیاود. خیلی کنچکاوم ببینم بعد از این همه سال دوستم چه شکلی شده چون برای اینکه سال تحویل شمال باشد، چند سال پیش مسافرتش را شروع کرد و من از آن وقت تا حالا ندیدمش. اتوبان شمال هم که انگار پیمانکارش را عوض کرده اند و قول داده اند صد سال دیگر اگر کره زمین از مدارش به دور خورشید خارج نشده بود، راه اندازی شود.
چهارم فروردین 1491
امروز بچه ها را برای هوا خوری بردم قله توچال. تا چند متر پایین تر از قله، دود و گند هنوز ریه را اذیت می کرد ولی آن بالا توانستیم با خیال راحت ماسک هایمان را برداریم. یکی از ساکنان قله برای ما توضیح داد که الان چون تعطیلات نوروز است، آلودگی کم شده و گرنه در طول سال آن بالا هم ماسک اکسیژن می زنند.
پنجم فروردین 1491 ( پنجم به در )
چون تعداد تعطیلات نوروز کم شده، چند سالی است به جای سیزده به در می رویم پنجم به در و چون دیگر درختی در شهر نمانده که زیرش پتو پهن کنیم و همه جا شده بزرگراه و تونل و پل و خطوط بی آر تی، مردم زیر پایه های پل ها پتو پهن می کنند و از دود و گند بهاری لذت می برند. فردا هم که باید برویم سر کار و یک سال کار و تلاش وسازندگی کنیم تا از عید سال آینده لذت ببریم. هر چند شایع شده امسال خورشید پت و پتی خواهد کرد و برای همیشه شب باشد،یعنی تلویزون پشت سر هم سریال پخش خواهد کرد؟

/ 7 نظر / 9 بازدید
بهراد...@

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ولی پس دادی نگامو زیر رگبار غرورت من فقط یه کم شکستم ، خوب نگام کنی همونم .......!!!

سارا

مرسی خوب بود، نرم افزار ارسال انبوه اس ام اس ...

ami ali

هرکس یادی کند از ما به قدم یا قلمش / جان ناقابل ما شکرگزار کرمش

امیر علی

من تــلـخ شــده ام مثل قــهوه فرانسه بدون شیر و شــکر فنجان را زمین بــگـذار بیرون را نگــاه کــن امشـب بــاران مــی بارد و تــو خــیلــی زودزیرآن چرخبُلـــند فلک بــین آدمــها طَــعم تــلـخ مــَــرا از یــاد مــی بَرد امیدوارم

امیرعلی

فدای رفیقی که روی تاقچه ی دلش گاهی قاب عکس مارو هم یه دسمال میکشه — هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است که در خیال خودم بیخیال ما نشدی! — دوستان خوب خوشه مرواریدند که داشتن آنها ثروت و دیدن آنها سراسر لذت است. — تو آشیانه چشمانم جای تو مونده خالی ، من اینجا به یادتم تو اونجا در چه حالی؟ مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن ، نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن ، زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست ، بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن عید تون مبارک

لاله

سلام سال نو مبارک [گل]

تو شب ها به ستاره ها نگاه خواهی کرد.سیاره ای که من در آن زندگی می کنم،آن قدر کوچک است که من نمی توانم جای آن را نشانت بدهم.البته این طور بهتر است.چون سیاره من برای تو یکی از ستاره ها خواهد شد.بعد از این تو دوست خواهی داشت که به همه ی ستاره های آسمان نگاه کنی...همه ی آن ها دوست تو خواهند شد.راستی!می خواهم هدیه ای به تو بدهم... او دوباره خندید. - آه شازده کوچولو!شازده کوچولوی عزیز!من دوست دارم که صدای خنده های تو را بشنوم.