toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

تبریک سال نو من رو پیشاپیش قبول کنید

سالی پربار در انتظارتون خواهد بود، فقط کافیه بخوایید،مطمئناً

چندسال بعد ، عید نوروز

 

بیست و نهم اسفند 1490
کلیه ام رو فروختم تا یک کیلو ماهی شب عید بخرم، سرپایی و با موفقیت انجام شد. جراح محترم و زحمتکش، دستش را کرد توی شکمم و کلیه ام را بیرون کشید البته کیسه صفرایم را هم با آن کشید بیرون که چیز مهمی نبود و دوباره گذاشت سرجایش. واقعا علم خیلی پیشرفت کرده است. سابق بر این، مریض را بیهوش می کردند اما الان چند سال است چون کسی دردی احساس نمی کند، بیهوشی یا بی حسی از مد افتاده و این پیشرفت ها جای تشکر دارد.
 
یکم فروردین 1491
چند ساعت مانده به سال تحویل، رفتم ماهی قرمز بخرم، ماهی فروش محترم یک کیسه را پر از آب کرد و به دستم داد. وقتی پرسیدم ماهی اش کو؟ برایم توضیح داد که ماهی قرمز ها انقدر کوچک شده اند که دیگر با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیستند. واقعا عالی شده، چون اینجوری دیگه لازم نیست در لحظه تحویل سال خیره بشوی به ماهی که ببینی ثابت می ایستد یا نه چون چیزی نیست که بهش خیره شوی و چشمت خسته نمی شود و در ضمن هیچ وقت هم معلوم نمی شود ماهی قرمزت مرده که بخواهد نارحتت کند.


دوم فروردین 1491
دیروز و امروز از طریق «وب کم» فامیل درجه اول را دیدیم و صفحه مونیتور را بوسیدیم
و دیدارها تازه شد. خوبی این جور دید و بازدید این است که افراد با ماچ بیماری هاییشان رو به هم هدیه نمی دهند، فقط چون سرعت اینترنت پایین بود، 5 دقیقه عید دیدنی و ماچ و بوسه در حدود دو روز طول کشید، تازه دوست ها و فامیل های دور را گذاشتیم دانلود شوند بعدا ببینیم.
سوم فروردین 1491
به یکی از دوستانم که به شمال کشور رفته، زنگ زدیم تا صدای دریا را برایمان پخش کند چون اخیرا خوانده ام شنیدن صدای امواج باعث آرامش خاطر و کاهش استرس می شود. قرارشد دوستمان یک سطل ماسه هم برایمان الک کرده و پوست تخمه و ته سیگارهایش را جدا کند و ساغات بیاود. خیلی کنچکاوم ببینم بعد از این همه سال دوستم چه شکلی شده چون برای اینکه سال تحویل شمال باشد، چند سال پیش مسافرتش را شروع کرد و من از آن وقت تا حالا ندیدمش. اتوبان شمال هم که انگار پیمانکارش را عوض کرده اند و قول داده اند صد سال دیگر اگر کره زمین از مدارش به دور خورشید خارج نشده بود، راه اندازی شود.
چهارم فروردین 1491
امروز بچه ها را برای هوا خوری بردم قله توچال. تا چند متر پایین تر از قله، دود و گند هنوز ریه را اذیت می کرد ولی آن بالا توانستیم با خیال راحت ماسک هایمان را برداریم. یکی از ساکنان قله برای ما توضیح داد که الان چون تعطیلات نوروز است، آلودگی کم شده و گرنه در طول سال آن بالا هم ماسک اکسیژن می زنند.
پنجم فروردین 1491 ( پنجم به در )
چون تعداد تعطیلات نوروز کم شده، چند سالی است به جای سیزده به در می رویم پنجم به در و چون دیگر درختی در شهر نمانده که زیرش پتو پهن کنیم و همه جا شده بزرگراه و تونل و پل و خطوط بی آر تی، مردم زیر پایه های پل ها پتو پهن می کنند و از دود و گند بهاری لذت می برند. فردا هم که باید برویم سر کار و یک سال کار و تلاش وسازندگی کنیم تا از عید سال آینده لذت ببریم. هر چند شایع شده امسال خورشید پت و پتی خواهد کرد و برای همیشه شب باشد،یعنی تلویزون پشت سر هم سریال پخش خواهد کرد؟

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب