toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

تو...

حق دارم بخواهم همچون تو باشم اما که خواهد توانست چون تو زمین را کوچک ببیند و محو در آسمان شود ،چون تو که می تواند چون تو شود؟!

یعنی می شود روزی همچون تو بود،آرام و غرق بندگی و دور از زندگی...

زندگی آنگاه زندگی است که بندگی است ،پرواز است،زندگی زمین نیست ،دنیا نیست ،زندگی اوج است، آسمان است ،زندگی آنگاه زندگی است که خدائیست ،آنوقت بندگی است .

حق داشتی از زمین چیزی نخواهی ، چون تو از آن ِ زمین نبودی ، تو برای زمین نبودی ، تو از آن ِ آسمان بودی، تو مال ِ خدا بودی ، فتبارک الله احسن الخالقین

این ها را می نویسم نه برای تو ،تو آسمانی هستی و این ها نوشته های یک زمینی حقیر، اصلاً نوشته های من در شأن تو نیست ،اینها را برای خود می نویسم تا از یاد نبرم ،تا از یاد نبرم روزی را ، لحظه ای را وزمانی را که خواستم لحظه ای، روزی، زمانی ، عمری را که باقیست چون تو زندگی کنم. من غرق در زندگی ام،من قعر در مرداب زمینم ، به من پرواز را بیاموز ، به من آسمان را نشان بده ، به من چون توبودن را ، همچون تو زندگی کردن را و چون تو پرکشیدن را بیاموز.

بال وپری سبک به من هدیه کن تا سنگینی مرا از زمین بِکنند ،تا مرا به آسمان ببرند ، به عرش، مرغ باغ ملکوتم...

آنگاه که زمین محو شد ،نیست شد ، نابود شد ، تو آسمان بودی ، تو در اوج بودی ، تو در بی نهایت بودی، مرا با خود مهمان بی نهایت کن ،مرا با خود همراه کن ، چقدر دوست دارم میهمانت باشم و تو میزبانی کنی مرا، مرا که دوست دارم چون تو باشم.

* عیدی از این بزرگتر که روز عید به خود معشوق برسی؟ *

*لطفاً برای شادی روح شهید بابایی صلوات بفرستید*

[ ۱۳٩۱/۸/۳ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب