toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

قلب من میگه که هستی

اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه

که تو پیشم دیگه نیستی

آقای فلاحی نمی دونم شما این شعر رو قشنگ اجرا کردید یا دیروز که روز خاصی برای من بود این شعر تو دلم نشست،چون موقع پاکنویسی تمام 15 صفحه باقی مونده از رمانم به این آهنگ گوش می کردم که چقدر هم با حالِ دریای عزیزم (شخصیت اصلی داستان)همخونی داشت.

ریمکس فرض محال برام شد آهنگ یه خاطره.خاطره برآورده شدن یکی از آرزوهام اونم ملاقات با یه نویسنده معروف وماه مثل خانم صبحی.شاید اینم واقعاً فرض محال بود برام که یه روزی برم خونه خانم صبحی .

 نمی دونم چرا اول دیدار با هم دست دادیم ،اما وقتی از پیشش بر میگشتم صورتمو بوسید وبهم گفت می دونم موفق می شی،یا من واقعاً اعتمادبه نفسم کمه، یا زیادی خوش شانسم و خانم صبحی زیادی ماه.

دیروز آخرین روزی بود که به تازگی یکی از آرزوهام برآورده شد.

منتظر روزهای بعدی برآورده شدن یکی دیگه از آرزوهام هستم.

راستی شما آخرین باری که یکی از آرزوهاتون برآورده شده ،کِی بودو آرزوتون چی بود؟ 

(مشاهده نظرات این پست از 5 تیر خواهد بود می خوام شما هم بگید)

 1- شاید آرزوی برآورده شده شما یکی از آرزوهای دست نیافتنی کس دیگه ای باشه.

2- فکر کردن به برآورده شدن آرزوتون باعث می شه ناخودآگاه آدم از خدا تشکز کنه.

3- ممکنه برای آرزوی برآورده شدتون هنوز از خدا تشکر خوبی نکرده باشید!

4-وای خدای من اگه آخرین آرزوی برآورده شدتون روبه یاد ندارید که دیگه بایدخیلی فراموشکار باشید ،نمی دونم آدم با این همه فراموشی ممکنه همون روزم از خدا واقعاً طوری که باید تشکر کرده باشه،بنظرم باید ارزوهاتون روبنویسید.

خدایاتمام فراموش کردن هامو به بزرگی خودت ببخش،می دونم همین حالا هم غرق آرزوهای برآورده شده ام هستم.

[ ۱۳٩۱/۳/٢٠ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب