toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه

ساغر و باده بود بر سر و دستم به توچه

تو که مشغول مناجات و دعایی چه به من

من که شب تا به سحر یکسره مستم به توچه

تو به محراب نشستی احدی گفت چرا؟

من که در گوشه ی میخانه نشستم به توچه؟

آتش دوزخ اگر بر سر ما میریزد

تو که خشکی چه به من ، من که تر هستم به تو چه؟

[ ۱۳٩۱/۳/۱٢ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب