toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

«عبرت ها چه بسیارند و عبرت گیران چه اندک»

 امام علی علیه السلام

 

http://www.irannaz.com/news_print_13114.html

[ ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ رها ]

رود هراسان بر مسیر خود جاری بود که ناگاه ندایی بین زمین و آسمان پیچید و به رود گفت: ای رود آرام و بدون هیچ جنب و جوش و تلاطمی راه خود بپیما که فرزند یار حبیب ،برادر مهمان غریب،ماه روشنی بخش این شبهای پرفریب با شتاب بسوی توست.

رود سر به زیر افکند و گفت: کاش هرگز رودی به نام من بر این زمین جاری نمی گشت  ، کاش سالها پیش از این براثر شدیدترین گرما خشک شده بودم و نامی از من به جای نمانده بود،کاش چوب خشکی بودم و از شرم حضور مهمان تشنه لب هزاران بار آب می گشتم و به زمین فرو می رفتم .

اما دیگر دیر شده بود ، مهمان دشت با چشمان پر از اشک بر کرانه رود زانو زده بود.

دستهایش را در آب برد و بالا آورد ، شگفت شد که خلاصه شده بود در آن یک مشت آب، رود فریاد زد بنوش وکم کن از این همه بار گناه و شرم ، مشتی بنوش و نجاتم ده از این همه پریشانی .

من رود سرزمینی هستم که میزبانانش سیاهه ای طویل دارند از نبایدها، تشنه بازگردی از این تا ابد غرق خون خواهم بود و شرم.

اما تصویر کودکان تشنه لب آب دستهای مهمان سدّ بین آستانه ی لبهای او گشته بودند.

آب که به رود بازگشت ، آسمان این چرخ بلند، زمین ،آن دشت وسیع ،زبان به  ستایش گشودند و فریاد زدند:

فتبارک الله احسن الخالقین

گرچه اندک زمانی بعد مهمان غریب غرق در خون خود گشت و تیرها و شمشیرها مشک او را از هم دریدند،اما تا ابد هرگز تیر و شمشیری نخواهد توانست نام او را از صدر نامهای یاران باوفا جدا کند،همچنان که تا ابد تشنه لبان با یاد او آب خواهند نوشید و زمزمه خواهند کرد :سلام بر سقّای تشنه لبان.

[ ۱۳٩۱/٩/٢ ] [ ٥:۱٩ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب