toinfinity
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

وقتی حالت خوب نیس در اتاق رو ببند تا کسی داخل نیاد

وقتی حالت خوب نیس، تو خونه یا محل کارت نمون، بزن بیرون

وقتی حالت خوب نیس، چند تا نفس عمیق بکش

وقتی حالت خوب نیس، کس دیگه ای مقصر نیس،حداقل به احتمال 99%

وقتی حالت خوب نیس، دلت برا خودت نسوزه، برای اطرافیانت بسوزه

وقتی حالت خوب نیس، سر بقیه خالی نکن، اما خودخوری هم نکن

زندگی، زندگیه دیگه، چه حالت خوب باشه ، چه نباشه، تا هستی و نفس می کشی، فرصت زندگی داری

وقتی حالت خوب نیس، به خودت بلند بگو...

همه آنچه از زندگی آموخته ام در یک کلمه خلاصه می شود: می گذرد!

[ ۱۳٩٢/٧/۸ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ رها ]

استرس همه ی وجودم رو گرفته، نمی دونم به کدوم طرف نگاه کنم، نمی دونم از خدا برای کدوم تغییرم یاری بخوام،

تغییرات بزرگ زندگی ام انگار همه به صف هم ایستاده بودند، تا یکی پس از دیگری سبز شوند مقابل من...

روزهایی که پشت سر می گذارم روزهای شیرینی هستند که می دانم تا سال بعد خاطره ای بیشتر از آنها باقی نخواهد ماند...

در این همه عشق ، تکاپو و تغییر پستی که خواندم آنقدر بر تمام جانم نشست که تصمیم گرفتم همراه خاطراتم آن را هم در این تاریخ ثبت کنم.

شما هم بخوانید و استفاده کنید:

تغییرات ساده و کوچک می توانند تاثیر به سزایی را در زندگی شما بگذارند. این تغییرات حتی می توانند مسیر زندگی شما را به کلی عوض کنند و آن را به سمت و سویی جدید سوق دهند. می توانید تغییرات زیر را به صورت پله پله اعمال کنید و شاهد تغییرات مثبت در زندگی خود باشید. برخی از این تغییرات کوچک و موثر را در این مطلب مطالعه کنید.


روزانه پیاده روی کنید
نسل بشر برای دویدن و راه رفتن خلق شده است و ما برای نشستن به دنیا نیامده ایم. راه رفتن روزانه می تواند سلامت فیزیکی شما را تامین کند و از آن مهمتر می تواند به آرامش ذهنی شما نیز کمک کند. پیاده روی و دیدن انسان های دیگر به بهبود روحیه شما کمک خواهد کرد.

سحرخیز باشید
یکی از مزایای اصلی سحرخیزی نبود سر و صدا در ساعات اولیه صبح است. شما می توانید در آن زمان کمی قدم بزنید، مدیتیشن انجام دهید و یا برخی امور روزانه خود را که نیاز به تمرکز دارند، انجام دهید. صبح زود بهترین ساعت برای خلق ایده های جدید است.

کمتر بخورید
پرخوری نکنید. آهسته غذا بخورید و زمانی که سیر شدید از غذا دست بکشید. مطمئنا پس از غذا لحظات بهتری را خواهید داشت.

تنها نظاره گر نباشید، دست به کاری بزنید
به جای اینکه دیگران را تماشا کنید و رفتارهای آنها را زیر نظر بگیرید، بهتر است دست به کار شوید و در زندگی تان کار مثبتی را انجام دهید.

با آرامش حرکت کنید
تندروی و عجله در امور زندگی تنها شادی و آرامش را از شما می گیرد. آنطور هم که فکر می کنید، نیازی به عجله نیست.
با آرامش و طمائنینه روند زندگیتان را پیش ببرید.

دور و برتان را مرتب کنید
فکر و ذهنتان را از افکار بیهوده خالی کنید و سعی کنید آنها را مرتب نگه دارید. عادات بدتان را ترک کنید، فایلهای اضافی تان را پاک کنید و وسایل اضافه تان را دور بریزید.
از این به بعد زمانی که می خواهید چیزی را اضافه کنید، از خودتان بپرسید که آیا این موردی ضروری است؟

قوی تر باشید
سعی کنید خودتان را از لحاظ روحی و جسمی تقویت کنید، در مقابل مشکلات بایستید و عقب نکشید. این رفتار موجب می شود تا شما اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید و به مرور زمان قوی تر شوید.

آب بنوشید
تا می توانید آب بنوشید و سعی کنید نوشابه را از رژیم غذایی خود حذف نمایید. نوشیدن آب به شما حس بهتری خواهد داد. آب را به همراه وعده ها غذایی و در طول روز بنوشید.

مدیتیشن را فراموش نکنید
مزایای مدیتیشن بر کسی پوشیده نیست. ولی اکثر افراد آن را فرایندی پیچیده می دانند. ولی حقیقت این است که نیازی نیست شما سرتان را بتراشید و به حالت خاصی بر روی زمین بشینید.
ساده ترین راه برای مدیتیشن این است که شما بشینید و به آرامی نفس بکشید و بر روی تنفستان تمرکز کنید.

به دور از انتظار رفتار کنید
سعی کنید انتظاراتی که از خود دارید را به کلی از یاد ببرید، زیرا اگر انتظارات خودتان را نتوانید برآورده کنید، از زندگی نامید خواهید شد. زندگی بدون انتظارات شما را نامید نخواهد کرد. شما به آرامی با جریان زندگی حرکت خواهید کرد و اوضاع را آنگونه که هست می پذیرید.

در لحظه زندگی کنید
گذشته دیروز است و فردا هم آینده خواهد بود، به جای اینکه گذشته را تحلیل کنید و از آینده بترسید، بهتر است که در همین لحظه که هستید به بهترین شکل زندگی کنید.

اهدافتان را فراموش کنید
اهداف بر روی کاغذ زیبا هستند. آنها ترتیب زندگی شما را مشخص می کنند. ولی به جای اینکه به نهایت یک هدف بنگرید، در همین لحظه تمرکز کنید و آن چه که دوست دارید را با نهایت دقت انجام دهید.

بر روی نکات مهم تمرکز کنید
حواشی را در حاشیه نگه دارید و آنچه که مهم است را در نقطه تمرکز خود قرار دهید. مهم بودن آنها به شما بستگی دارد، این موضوع می تواند خانواده، کار و یا بازی فوتبال شما باشد.

تغییر ایجاد کنید
کار و روند روتین شما را فرسوده می کند و شما کم کم از حالت یک انسان خارج می شوید. از تغییر نترسید و سعی کنید در کوچکترین کارهای روزانه خود تغییر ایجاد کنید. تغییرات شما را شگفت زده خواهند کرد.

 قبل از (xxx) اندکی تامل کنید
اغلب مواقع ما بر این باوریم که به کالایی نیازمندیم، اما پس از مدتی آن کالا در انباری خاک خواهد خورد. از این پس هر زمان که احساس کردید به کالایی نیازمندید، یک ماه صبر کنید و پس از آن اگر باز هم به آن نیاز داشتید، کالای مورد نظرتان را ب(xxx).

قضاوت نکنید
قضاوت در مورد افراد دیگر به نظر کار ساده ای به نظر می رسد. در عین حال این عمل احمقانه ایست. زیرا درک کامل شرایط افراد برای شما غیر ممکن است. شما نمی دانید هر فرد در زندگی اش چه مراحلی را پشت سر گذاشته است.
پس چرا قضاوت می کنید؟ این عمل مخل آرامش خودتان و دیگران است.

میان حرف افراد نپرید
بگذارید افراد حرفشان را کامل بزنند. شما آنچنان عجله ای ندارید که حرفشان را قطع کنید. ممکن است از آنها چیزی یاد بگیرید

خلق کنید
هر شخص می تواند چیزی را به دنیا اضافه کند؛ چیزی که می توانند خلق کنند. وقتتان را برای خلق کردن اثری از خودتان بگذارید. شما توانایی خلق پدیده هایی دگرگون کننده را دارید.

تک وظیفه ای باشید
چند کار را با هم انجام ندهید. مغز شما تنها می تواند بین دو کار سوییچ کند. انجام دادن یک کار می تواند بهره وری شما را افزایش داده و باعث کاهش میزان استرس تان شود.
به جای اینکه چند کار را با هم انجام دهید، بر روی یکی از کارها تمرکز کنید و پس از اتمام آن به سراغ کار دیگر بروید.

بازی کنید
نیازی نیست خیلی جدی باشید، بگویید و بخندید و حتی همانند بچه ها بازی کنید. گاهی اوقات بزرگسالی را فراموش کنید؛ بازی کنید و از زندگی لذت ببرید.

[ ۱۳٩٢/٢/۳٠ ] [ ٧:٤٩ ‎ب.ظ ] [ رها ]

در یک خیابان چه می بینی؟

یک در میان مغازه های لباسفروشی، تزئینات و دکوری...

مثل اینکه تمام همّ و غمّ آدما شده دور و اطرافشون، لباسهای رنگارنگشون، اینجاست که برای عروسی ها نباید دو بار یه لباس یکسان رو پوشید، نباید حتی سرکار هر روز فقط یک  لباس بپوشی، مانتو، مقنعه، کت و شلوارو...

گاهی آدما دوست دارن هر روز کفشهای جورواجور بپوشن تا شاید شخصیتشون بالا بره.. اما به کی باید گفت شخصیت به این چیزا نیس...

آدما عوض شدن

مسلمون ها عوض شدن

دین هیچ تغییری نکرده

فقط این ما آدما هستیم که اسم دین رومون هست و بی دینی عجیبی در ما ریشه دوانده...

ما باید دوباره عوض بشیم

باید برگردیم به آنچه بودیم

به همان زمان که تجملات مهم نبود

لباسهای تکراری شخصیت انسان را نشان نمی داد، شخصیت تو به خود توست نه به کفش و لباس و مارکی از کرم ضد آفتاب یا عینک ضد آفتابی که به چشم می زنی

بازگشت به قبل همیشه بد نیست ، انگار اگر کمی به خودمان بیاییم ، به خودمان بجنبیم ، تحریم ها هم برای ما یک بازی کهنه ی توخالی خواهند شد.

راستش می ترسم بگویم اما حقیقت تلخ است، دنیا که تمام هدف شد، برزخ و آخرت می شود شوخی های عجیب!!

وجودمان را با چه تعویض میکنیم آن زمان که سعی می کنیم هر طور شده چشم همسایه، برادرو خواهرمان را با تعویض مبلمان منزل درآوریم!

هستی مان را با چه تعویض می کنیم، آنزمان که روغن را در انباری مغازه یا خانه مان مخفی می کنیم تا به قیمتی چندبرابر آن را ماه بعد بفروشیم.

دینمان را با چه تعویض می کنیم آنزمان که مسائل ساده و پیش پا افتاده ی زندگی را سخت تر آنچه می بایست می انگاریم و می شویم بنده ی شاکی خدای بزرگ و شکایت پشت شکایت

آخرتمان را با چه عوض می کنیم آنزمان که همسایه ی مان برای مشکلات مالی اش دختر دم بخت اش را با خواستگارهای خوبش هنوز در خانه دارد و ما میز بلورین گرانقیمت برای اتاق خوابمان در مغازه ی لوکس بالای شهر را پسندیده و پشت وانت باربری می گذاریم و به خانه می آوریم .

چه می شود اگر چراغ سقفمان لوستری با 40 لامپ بزرگ و  کوچک نباشد اما به همه ی ما خوش بگذرد ، همه همدیگر را دوست داشته باشیم، همه تلاشمان زندگی خوب خودمان و اطرافیانمان باشد، مسلمانی و این همه خودخواهی و خودبینی ، مسلمانی و این همه زرق و برق، مسلمانی و این همه بوفه های چند صد هزار تومانی که در خانه چشم هر که ناغافل پس از سالهای طولانی راهش به خانه ی ما افتاده است.

نمی فهمم، مجسمه های آنچنانی قو و بز و اسب و قورباغه زینت خانه می تواند باشد یا یک اخلاق خوب برای پذیرایی از مهمان و دوست  و آشنا.

نمی فهمم، چرا باید ساعت دیواری مان با الماسهای درخشان آنچنانی تمام دیوار را بپوشاند در حالی که هر وقت به آن نگاه می کنیم چیزی از آن نمی فهمیم جز عجله برای از دست ندادن زمان ، رفتن یا خوردن یا خوابیدن...

نمی فهمم

شما چه فکر می کنید

[ ۱۳٩٢/٢/٢۱ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ رها ]

 اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی... به آرامی آغاز به مردن می‌کنی   زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند... به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی... تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی ... .، تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگیات ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .   امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری کن! نگذار که به آرامی بمیری!

«پابلونرودا»

[ ۱۳٩٢/۱/٢٩ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ رها ]

نیاسائید،

زندگی در گذر است.

بروید و دلیری کنید،

پیش از آنکه بمیرید،

چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید،

تا بر زمان غالب شوید.

[ ۱۳٩٢/۱/۱۸ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ رها ]

تبریک سال نو من رو پیشاپیش قبول کنید

سالی پربار در انتظارتون خواهد بود، فقط کافیه بخوایید،مطمئناً

چندسال بعد ، عید نوروز

 

بیست و نهم اسفند 1490
کلیه ام رو فروختم تا یک کیلو ماهی شب عید بخرم، سرپایی و با موفقیت انجام شد. جراح محترم و زحمتکش، دستش را کرد توی شکمم و کلیه ام را بیرون کشید البته کیسه صفرایم را هم با آن کشید بیرون که چیز مهمی نبود و دوباره گذاشت سرجایش. واقعا علم خیلی پیشرفت کرده است. سابق بر این، مریض را بیهوش می کردند اما الان چند سال است چون کسی دردی احساس نمی کند، بیهوشی یا بی حسی از مد افتاده و این پیشرفت ها جای تشکر دارد.
 
یکم فروردین 1491
چند ساعت مانده به سال تحویل، رفتم ماهی قرمز بخرم، ماهی فروش محترم یک کیسه را پر از آب کرد و به دستم داد. وقتی پرسیدم ماهی اش کو؟ برایم توضیح داد که ماهی قرمز ها انقدر کوچک شده اند که دیگر با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیستند. واقعا عالی شده، چون اینجوری دیگه لازم نیست در لحظه تحویل سال خیره بشوی به ماهی که ببینی ثابت می ایستد یا نه چون چیزی نیست که بهش خیره شوی و چشمت خسته نمی شود و در ضمن هیچ وقت هم معلوم نمی شود ماهی قرمزت مرده که بخواهد نارحتت کند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ رها ]

دیدم، خوندم، حالی شدم که نگو

ببین بخون و حالت رو بگو

ببین

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۳ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ رها ]

 سالن آمفی تئاتر پر بود.

 

 

همه بودن، دیگه نوبت قرعه کشی اسامی 5 نفر از دانشجویان بود که قرار بود با هزینه ی دانشگاه برن خونه ی خدا!

فقط خدا می دونه اون لحظه هر کدوممون چه حسی داشتیم...

یعنی می شه اسم من در بیاد، اگه بشه چی می شه!

نفر اول یکی از دخترا بود...

نفر دوم یکی از پسرهای رشته ی علوم اجتماعی

نفر سوم...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٥ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
Untitled Document



صدایاب